نمیدانم چراتنم میلرزدوقتی صحبت ازتومیشود

نه ترس ازحضورت نیست..ازآرزوی به تورسیدن است

ازشایدهاوبایدها..

ازایتکه نمیدانم بودنت راشاعرانه اشک بریزم یادوریت را..

شایدبیایدروزیکه دست روی شانه ام بگذاری

وبگویی اشک شوق بریزبرای همیشه پیشت آمده ام..

خاص R...




/ 6 نظر / 6 بازدید
سرونازشیراز

وقتی تنهاییم دنبال یک دوســـــــــــــت می گردیم وقتی پیدایش مــــــی کنیم ؛ دنبال عیبهــــایش می گردیم… وقتی از دستش دادیـــــــــــم ؛ دنبال خــــاطـــــره هاش می گردیم… و بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاز تـنـــهــــــــــــــــاییــــــــــم …....AHMAD

سرونازشیراز

سر خوش زسبوی غم پنهانی خویشم چون زلف تو سر گرم پریشانی خویشم در بزم وصال تــــــــو نگویم ز کم و بیش چون آینه خو کرده حیرانی خـــــــویشم لب باز نکردم به خوروشی و فغـــــــــــــانی من محرم راز دل طــــــــــــــــــوفانی خویشم.......AHMAD

هانیه

سلام دوست خوبم مرسی واسه حضورت عزیزم وب توام عالیه دوست داشتی بازم پیشم بیا

محمد

چه زیبا حرف میزنی! تو می گویی از زاویه ی من به مسئله نگاه کن! از زاویه تو... آها دیدم ، از زاویه ی تو چه تنگ است کنار هم نشستن دو ضلع! من و تو ------------------------------------ آپم دوست عزیزم و منتظر حضور گرمت[قلب]

Shabnam

سلام گلم مرسی از حضور گرمت اگه تمایل به تبادل لینک داشتی خبرم کن !