دست نوشته یک سرباز...

سربازی پشت پولی نوشته بود:

 

ساعت 12شب توپادگان نگهبانم..دارم داغون میشم...

 

عروسی عشقمه..اون داره ازهوس میلرزه ومن ازسرما..

 

خدایاانصافت کجارفت...

 

/ 5 نظر / 5 بازدید
zahra

سلام مهدیه جان ممنونم ازحضورت [قلب] عزیزم لینک شدی منوبااسم دخترانه لینک کن باتشکر.[قلب][چشمک]

نرگس

طفلییییییی،ایشالا هیچ عاشقی این اتفاق براش نیوفته.[قلب]

sajjad

مطالبتون خوب ومفیدن..هدف به انسان انگیزه میده...ولی بعضیامعتقدندحتما بایدهدفی روانتخاب کنی که سودوفایده داشته باشه..حتی اگه بهش علاقه نداشته باشی..ولی بنظرمن بایدبه هدف علاقه داشت.. آره. این نظر خصوصی تون و من هم براتون پام گذاشتم اگه اشتباه نکنم مهدیه خانم. چطور؟

shiba

فراموشی سخت است انتظار هم سخت است اما از همه سخت تر این است که ندانی باید انتظار بکشی یا فراموش

خواهرانه

سخته چشماتو ببندی وبه یادبیاری اشکهایی که بدرقه راهت شدن